X
تبلیغات
نماشا
رایتل
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

به قلم "رامین مشکاة"


316569
بازدیدکنندگان

سه‌شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1387

ترانه های زندگی من...برای تو از کودکی ساده میگویند...از خنده هایش...روزها و شب هایش...نادانی هایش...اشک هایش...هوای خواستنش...و عشقی که خالص برای تو دارد...  

بهار که می آید دلم تنگ میشود...برای آن همه سختی...که برای با تو بودن کشیدم...چه روزها و چه شب هایی...سخت اما آتشین...و آغاز این جاده رویایی شیرین با خود داشت و امروز شیرین تر... 

بهار که می آید با هم...زیر باران میرویم...چتری از عشق به روی قامت تو میگیرم...و زیبایی تو را...در آغوش میکشم...و تو در نگاه آدم ها نیز...همه هستی من میشوی...و من با اشک آرام میخندم... 

بهار که می آید تو نیز به من لبخند میزنی...من از تو آموختم عاشق بودن را...زیستن را...خندیدن را...بودن را...و شرمسارم از تو...و خدای تو...خدایی که در نگاه تو جاریست وقتی تو...به من می نگری... 

بهار که می آید... 

پینوشت: پیوندی مقدس در پیش است...تماشاگه عشق باشید... 


 
 
 

کلیه ی متون وبلاگ متعلق به مدیر وبلاگ(رامین مشکاة) می باشد و هر گونه کپی برداری یا استفاده از آن، طبق قوانین حق نشر، پیگرد قانونی دارد